132
چيستى عدالت
عدالت در لغت به معناى قرار دادن هر چيزى در جايگاه آن است. درباره تعريف عدالت و بيان معناى اصطلاحى آن، ديدگاههاى مختلفى بيان شده است كه در اينجا فقط به مشهورترين آنها اشاره مى كنيم. در اين نگاه، عدالت عبارت است از «ملكه يا هيئت پايدار يا حالت يا كيفيتى درونى كه انسان را به سوى اطاعت خداوند متعال با انجام دادن واجبات و ترك محرمات برمى انگيزاند».
درباره اين تعريف به چند نكته بايد توجه داشت:
- انسان عادل، انسانى است كه اعمال او در مسير شرع و همراه با استقامت است و مرتكب ظلم نمى شود.
- استقامت عادل، لزوماً استقامت هميشگى نيست؛ زيرا آنچه عدالت شخص را بر هم مى زند، انجام دادن گناه كبيره و اصرار بر گناه صغيره است.
- صادر نشدن گناه از عادل لزوماً به اين معنا نيست كه هيچ انگيزه اى براى ارتكاب گناه ندارد؛ زيرا ممكن است انگيزه گناه را داشته باشد، اما عوامل مختلفى، مانع صدور گناه شود. بنابراين، وجود ملكه عدالت، مانع ارتكاب گناه است، نه مانع انگيزه گناه. به تعبير ديگر، صدور گناه از انسان عادل ممتنع نيست.
تفاوتهاى عصمت و عدالت
عصمت و عدالت دو مفهوم كاملاً مستقل و متمايز از هم اند و اينگونه نيست كه از نظر معنايى همانند باشند. با اينكه هم عصمت و هم