166
اذ لم يشاهدوا ذلك من انفسهم قطّ، و لم يسمعوا من رؤسائهم الذين يزعمون انّهم على شيء مع اجتهادهم في أمور العبادات و اجتناب السيئات، فوقعوا في اولياء الله تعالى اصحاب الكرامات، يمزقون اديمهم، و يمضغون لحومهم، لايسمونهم الاّ باسم الجهلة المتصوفة، و لايعدونهم الاّ في عداد آحاد المبتدعة.
وانّما العجب من بعض فقهاء اهل السنة حيث قال: في ما روي عن ابراهيم بن ادهم انّهم رأوه بالبصرة يوم التروية، و في ذلك اليوم بمكة: انّ من اعتقد جواز ذلك يكفر. و الانصاف ما ذكره النسفي حين سأل عمّا يحكي: انّ الكعبة تزور واحداً من الأولياء، هل يجوز القول به؟ فقال: نقض العادة على سبيل الكرامة لأهل الولاية جائز عند اهل السنة. 1
و انكار كرامات از اهل بدعتها و هواها بعيد نيست؛ زيرا آن را از خودشان هرگز مشاهده نكردند، و از رئيسان خود كه گمان كردهاند چيزي دارند نشنيدهاند، با كوشش آنان در امور عبادات و اجتناب گناهان، و لذا متعرض اولياي خداوند متعال كه صاحب كرامتند شده و اصالت و حرمت آنان را پاره كرده و گوشت آنان را ميجوند، و آنان را صوفيان جاهل مينامند، و در شمار افراد بدعت گزار قرار ميدهند.
و تعجب از برخى فقهاى اهل سنت است در مورد روايت از ابراهيم بن ادهم كه او را در بصره روز ترويه ديدند و در همان روز او در مكه نيز مشاهده شد گفتهاند: هركس چنين اعتقادى داشته باشد كافر مىگردد. و انصاف آن چيزى است كه نسفى ذكر كرده