77جناب آقاى آقا ميرزا ابوتراب با جمعى از رفقا تا آنجا به استقبال آمده بودند، و نهايت لطف و مرحمت را فرموده بودند. به اتفاق ايشان سوار شده وارد جندق شديم.
در راههاى جندق، حنظل كه مشهور به هندوانه ابوجهل است، بسيار بسيار يافت مىشد. در ماسهها از طرف يمين و يسار راه زياد بود. بتهاى يافت مىشد كه تخميناً به قدر يك بار حنظل داشت، و همچنين اسفند كه مشهور به صحرايى است، بسيار ديده مىشد، اما آب و آبادى نبود، بلكه جندق از هر طرفى سى فرسخ آبادى ندارد، مگر بعضى جاها كه جزئى آبادى است، آن هم خارج از راه معمول. مشهور است كه در [12] سابق ايام، محبس سلاطين بوده. مىگويند محبس انوشيروان بوده. از شاهزادگان و بزرگان بسيارى را در آنجا حبس نمودهاند تا آنكه مردهاند، و واقعاً محبس است، اگر كسى را آنجا حبس كنند، به خودى خود نمىتواند از آنجا فرار كند. از هر سمت كه برود از بىآبى و بىنانى و طول مسافت تلف مىشود.
قلعه عظيمى دارد در نهايت استحكام و بلندى ديوارها و طول و قطر برجها، اما بيشتر اهل جندق اين اوقات در خارج قلعه خانه دارند. صحراها و باغهاى خوبى در آن يافت مىشود. هوايش آن اوقات كه ما بوديم با آنكه قوس بود، گرم بود، حاجت به آتش چندانى نبود. نوعاً هوايش پر سرد نمىشود. نخل خرما در آنجا يافت مىشود. چند تا ديديم كه بد نبود، بلند بود، ولى مىگويند خرما نمىدهد، عبا و برگ خوب در آن بافته مىشود. بيشتر اهلش اشتغال به پشمينهبافى دارند. براى آنها صرف دارد. انار شاهوار بسيار خوب يا رُب بسيار خوب در آن يافت مىشود. زغال بادام و طاق بسيار تعريفى دارد، بلكه ظاهراً زغال از آنجا بهتر جايى نباشد. اعزّه اهلش غالباً ساداتاند. بعد از آنها طايفه اعرابند. بعد ساير رعايا هستند. دو حمام دارد. يكى در قلعه و يكى خارج قلعه. در هر دو ما رفتيم و سر تراشيديم و كيسه كشيديم. عجالتا تمام اهلش اهل ايمانند. خارج از طريقه حقه در آنها ديده نمىشود. سگ هم مطلقاً ندارد. ما در منزل جناب آقاى آقا سيد هاشم - سلمه الله - كه از اخيار علما و حكما است و رييس و مطاع همه اهل آنجاست منزل داشتيم.
ده شبانه روز در آنجا بوديم، مهماندارى خوبى كردند. من به اين خوبى