72و چهارم بيارجمند، بيست و پنجم دستگرد، بيست و ششم عباس آباد، بيست و هفتم كهه، بيست و هشتم سودخر، بيست و نهم ريود، سىام سبزوار، سى و يكم زعفرانى، سى و دويم شوراب، سى و سيوم نصرآباد، سى و چهارم نيشابور، سى و پنجم قدمگاه، سى و ششم فخر داود، سى و هفتم شريفآباد، سى و هشتم خود ارض اقدس رضوى - على مشرّفها الاف التحى و الثناء.
حركت از خانه [ 4 جمادى الثانيه 1315ق]
خوراسگان
و اما اجمالى از وقايع هر منزلى. پس صبح يكشنبه چهارم ماه جمادى الثانيه هزار و سيصد و پانزده، نماز صبح را در خانه كرديم و اهل و عيال و اقربا و خويشان وداع كرده، به اتفاق چند نفر از رفقا و اخوان پياده رفتيم تا قهوهخانه بالاى گلستانه، و از آنجا سوار شديم و بعضى مراجعت كردند. رفتيم تا خراسگان پياده شديم در خانه كربلايى حسين آسيابان، منزل [كرديم،] تا ميرزا رضا [كه] عقب مانده بود، در شهر كار داشت، برسد. عصرى با چند نفر از رفقا سواره آمدند و شب را همه در آنجا بيتوته نموده.
سگزى - كوهپايه - مشكنان
صبح ما سوار شديم و آنها تماماً مراجعت به شهر نمودند. آمديم. عصر چهارشنبه 1 رسيديم به سگزى. نزديك غروب بود، در كاروانسرا منزل كرديم. ميرزا رضا به نهايت عجله چاى دم كرده، پرداخت به ترتيب طعام، تاس كباب و چاى بسيار خوبى [4] به فاصله دو ساعت تخميناً ترتيب داده، صرف شد. و صبح ابتداى طلوع آفتاب باركرديم و رفتيم. عصر بلندى رسيديم به قهپايه. نماز ظهر و عصر را در اثناى راه به جماعت كرديم، و در قهپايه درخانه ميرزا حسين نامى منزل كرديم. براى شب چلو خوبى ميرزا رضا طبخ نمود، با آلو صرف شد.
و صبح يك جعبه نان برنج داشتيم، تقسيم همه و صاحبخانه نموديم. قهپايه