134ملتزم - و نماز پشت مقام ابراهيم را به نحو مكرر، و درنگ ايشان در برخى از اينجاها را آورده و در آخر چنين مىگويد:
ثمّ أتى الحجر فصلّى ثمانى ركعات، فكان آخر عهده بالبيت تحت الميزاب، و بسط يده و دعا، ثم مكث ما شاء اللّٰه، ثم خرج من باب الحنّاطين حتّى أتى ذاطوى و كان وجهه إلى المدينة؛
پس از آن به حجر اسماعيل آمد و هشت ركعت نماز خواند و آخرين عهد و ديدار او با كعبه در زير ناودان بود. دستان خود را گشود و دعا كرد. سپس قدرى درنگ فرمود، آنگاه از بابالحناطين مسجد خارج شد و در حالى كه روى به مدينه داشت به ذىطوى رسيد. 1 سيد ابن طاووس در مهج الدعوات از محمد بن حسن صفار به اسناد خود از سكين بن عمار نقل مىكند:
شبى در مكه به خواب بودم، در عالم رؤيا كسى نزد من آمد و گفت: از جاى خود برخيز، الان در زير ناودان (در حجر اسماعيل) مردى است كه خداى را به اسم اعظم او مىخواند.
وحشتزده از جا جستم. ولى باز خوابيدم. اين ماجرا در خواب دوم نيز تكرار شد و باز از جا جسته و دوباره به خواب رفتم. در خواب سوم به من گفت: اى فلان فرزند فلان! از جا برخيز كه فلان فرزند فلان (نام او و پدرش را