72و از سر هوس سخن نمىگويد اين سخن به جز وحىاى كه وحى مىشود نيست.
پس اگر خداوند امر كرده كه على را دعوت به اسلام كند، در اين صورت خدا كه داناى تمام اسرار است، از ميان همه، على را به اين امتياز اختصاص داده است، چون او را به خوبى مىشناخت، علاوه بر اين آيا ممكن است خداوند بندهاى را به كارى كه توانايى ندارد، تكليف نمايد؟ اگر بگوييد ممكن است، كافر مىشويد و اگر بگوييد چنين تكليفى نمىكند، پس چطور ممكن است پيغمبر را مأمور به دعوت از على(ع) كند با آن كه (به پندار شما) ايمان على در كودكى پذيرفته نيست؟ علاوه بر اين، آيا پيامبر(ص) غير از على(ع) كودك ديگرى را هم دعوت به اسلام كرد؟ اگر بگوييد دعوت ننمود، پس اين امتياز مخصوص على(ع) مىشود كه از بين تمام فرزندان عرب، اين فضيلت را به تنهايى دارا است.
[در حقيقت مأمون با اين بيان، صحّت ايمان على(ع) و سبقت وى و افضليت حضرت را ثابت كرد. به راستى اگر ايمان على(ع) كامل نبوده واهل سنت با خرده گيرى به شيعيان، سنّ او را به هنگام ايمان 8، 10، 12، 13، 15 و16 سال روايت مىكنند و تازه ايمان او را از روى تقليد و تلقين به حساب مىآورند؛ پس چگونه پيامبر اكرم(ص) اين ايمان را از فضايل و مناقب على(ع) مىشمارند! آيا اين تأييد رسول الله نمىرساند كه ايمان و اسلام