64مناظره همچنان ادامه داشت و علما هر يك به ترتيب اظهار فضل مىكردند كه در اين هنگام، دانشمند ديگرى لب به سخن گشود و گفت: پيامبر خدا(ص) فرمود:
«من در يك كفّۀ ترازو و امّت من در كفّۀ ديگر ترازو قرار گرفتند، كفّۀ من از آنها سنگينتر بود، سپس ابوبكر به جاى من نشست، او نيز مثل من بود، بعد از او عمر قرار گرفت، او نيز به همين افتخار نائل شد، سپس ترازو برداشته شد.» 1مأمون با لبخندى گفت: ابوبكر و عمر، يا از نظر جسم و هيكل سنگينتر بودند، اين كه مسلماً دروغ است و يا از نظر اعمالشان بر تمام امت سنگينى داشتهاند. اينها چگونه با نداشتن عمل، فضيلت مىيابند!
[به نظر مىرسد اين روايت در برابر حديث معروف: ضربۀ على(ع) در روز خندق، افضل از عبادت ثقلين است، وضع شده باشد. بالاخره برترى خلفاى اول و دوم بر على(ع) بايد به خاطر يكى از كارها باشد: قوت ايمان، سبقت در اسلام، سنگينى عبادت، سابقۀ خدمت به اسلام از راه جنگ و جهاد و رشادت و شجاعت و يا در اثر علم و دانش. چگونه چنين است در حالى كه عمر بارها گفته است: لَوْ لا عَلىٌ لَهَلَكَ عُمَر ؛ اگر على(ع) نبود،