110فرموده كه آيه را كسى جز تو يا كسى كه از تو(و مانند تو) باشد، نبايد ابلاغ نمايد و على(ع) ازمن است 1 (لذا او را فرستادم).]
مناظره كه به اينجا رسيد؛ يحيىبن اكثم، روبه مأمون كرد وگفت:
يا اميرامؤمنين! حق را براى كسى كه خداوند برايش ارادۀ خير نموده باشد، روشن ساختى و مطالبى را اثبات كردى كه كسى قادر به ردّ آنها نيست.
و مأمون هم رو به دانشمندان عامّۀ حاضر در مجلس كرد و گفت:
واى برشما! آخر تا اين پايه، ستم روا مداريد و تا اين حد به خدا بهتان نزنيد و افترا مبنديد كه فردا در پيشگاه پروردگار، به عذاب دردناكى گرفتار خواهيد شد. و از اين نظر كه به رسول خدا(ص) دروغ بستهايد، براى هميشه، در مكان آتش زايى مهمان خواهيد بود! حال چه مىگوييد؟
گفتند: همۀ ما، همان چيزى را مىگوييم كه اميرالمؤمنين (مأمون) مىگويند.
مأمون گفت: اگر رسول خدا(ص) نمىفرمودند كه سخن مردم را باور كنيد، من حرف شما را باور نمىكردم.
سپس روى از آنها گردانيده و دست خود به سوى