108هست؛ زيرا موسى در مناجات خود فرمود:
وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هٰارُونَ أَخِي * اُشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي
1
؛ «از ميان بستگانم يك نفر را وزير من قرار بده، هارون برادرم را، به وسيلۀ او نيرويم را زياد كن و او را شريك در مأموريت من بفرما.»
وقتى على(ع) نسبت به پيغمبر(ص) مانند هارون نسبت به موسى باشد، پس وزير پيغمبر(ص) خواهد بود، همانطور كه هارون، وزير موسى و جانشين او بوده است.
[اين حديث مورد اتفاق دانشمندان مسلمان است. عبدالله بن رقيم كنانى مىگويد: وارد مدينه شدم و با سعدبن ابىوقّاص ملاقات كردم. گفت: از كجا مىآيى؟ گفتم: از عراق؛ گفت: موقع خروج، على را چگونه يافته بودى (حالش چگونه بود؟).
گفتم:خوب بود. گفت: آيا از او دربارۀ من چيزى نشنيدى؟ گفتم: نه؛ گفت: او مردى است كه همواره او را دوست دارم. از وقتى كه سه مطلب را از رسول خدا(ص) دربارهاش شنيدم. اوّل: آنكه شنيدم كه آن حضرت به على(ع) مىفرمود: «أَنْتَ مِنِّى بِمَنْزِلَۀِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِىَّ بَعْدِى.»
دوم: آن كه پيامبر اكرم(ص) دستور فرمود تا درهاى خانههايى كه به مسجد باز مىشد، بسته شود، ولى درِ خانۀ على(ع) را باز گذاشت.