104روز قيامت است، به خدا سوگند، اين را از پيامبر شما شنيدم. 1در جنگ جمل، على(ع) طلحه را نزد خود فرا خواند، وقتى طلحه آمد به وى گفت:
تو را سوگند مىدهم! آيا از رسول خدا(ص) نشنيدى كه فرمود: « من كُنْتُ مَولاه فعلى مولاه » طلحه گفت: آرى، شنيدم. امام فرمود: پس چرا با من مىجنگى؟
گفت: جمله را فراموش كرده بودم. پس از آن، چون پاسخ قانع كنندهاى نداشت با شرمندگى از محضر حضرت خارج شد. 2وقتى پاى مقام و رياست به ميان مىآيد، آدمى خيلى چيزها را از ياد مىبرد، همان نكتهاى كه زهراى اطهر(س) در دفاع از حقّ امامت مىفرمايند:
«آيا جريان غديرخم را به فراموشى سپردهايد؟!» 3مأمون براى آخرين بار، به اسحاق گفت: آيا حديث منزلت را صحيح مىدانى؟
حديثى كه در آن پيامبر اكرم(ص) به على(ع) فرمود:
«اَنْتَ مِنِّى بِمَنْزِلَۀِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِىَّ بَعْدِى؛ تو نسبت به من مانند هارون به موسى مىباشى، مگر آن كه بعد از من ديگر پيامبرى نخواهد بود.»