10510 . از امير مؤمنان، على عليه السلام روايت شده كه فرمود:
«پس از آنكه پيامبرخدا صلى الله عليه و آله رحلت كرد، سه روز بعد از دفن آن حضرت، مردى از اعراب آمد و با حالت بىتابى و بىقرارى خود را روى قبر انداخت. وى با دست خود، خاك قبر را برمىداشت و بر سر و صورتش مىريخت و مىگفت:
اى پيامبرخدا صلى الله عليه و آله ، هر چه گفتى، اطاعت كرديم، احكام خدا را به ما رساندى، آنها را حفظ كرديم؛ از احكامى كه خداوند بر تو نازل كرد اين بود كه: «... مخالفان هنگامىكه بر خود ستم مىكردند، نزد تو آمده، از خداوند آمرزش مىخواستند و پيامبر براى آنها استغفار مىكرد. خدا را توبهپذير و مهربان مىيافتند» 1 به دنبال قرائت آيه، خطاب به پيامبر كرده، گفت: اى فرستادۀ خدا، من گناهكارم، آمدهام تا برايم از خدا طلب آمرزش كنى. وى همچنان با پيامبر صلى الله عليه و آله سخن مىگفت كه ناگهان ندايى از قبر برخاست و گفت: «قَدْ غَفَرَ لَكَ» ؛ «خداوند تو را بخشيد.»
اين روايت را بسيارى از علماى بزرگ اهل سنت در كتابهاى خود نقل كردهاند و ما برخى از آنها را كه علاّمۀ امينى در كتاب شريف الغدير 2 ذكر كرده، در اينجا مىآوريم تا دروغ ابن تيميه (يا حد اقل اشتباه او) كه مدّعى