97نموده، ترسيم كرده و مشخّص ساختهايم؟ (و آيا حدود و ثغور آن را معيّن كردهايم)؟
در واقع « كارهاى ادبى » مربوط به مستشرقان به درجۀ خطير و حساسّى از گستردگى و وسعت نفوذ رسيده است كه ما هيچگاه تصوّر آن را هم نمىكرديم و دليل اين واقعيّت همين ما را بسنده است كه «مجمع اللغۀ العربيّۀ» در مصر، يك دانشمند فرانسوى را به اعضاى گروه خويش اضافه كرده است و امكان بيشتر درك اين « واقعۀ تلخ » (گستردگى نفوذ خاورشناسان) اينكه به تعداد و نوع و محتواى رسالههاى (تز دكتراى) دانشجويان سورى و مصرى كه هر سال تنها به دانشگاه پاريس تقديم مىدارند، توجّه كنيم؟
كلّيۀ نويسندگان اين رسالهها (كه در حقيقت استادان آيندۀ فرهنگ عربى و بانيان نهضت اسلامى فردا مىباشند) بر انتشار و گسترش افكارى كه از اساتيد غربى خويش گرفتهاند پاى مىفشردند!
وبدين ترتيب و از اين راه «مسئلۀ استشراق» در حيات عقلى كشورهاى اسلامى نفوذ يافت، و از كانال مزبور، مستشرقان موضع و جهتگيرى تاريخى خود را در درجهاى بس عظيم بالا بردند!
اين است آن مهمّات و بحرانهاى خطيرى كه هم اكنون «فرهنگ ما» با آن دست به گريبان است، كه نمونههاى آن را در اينجا و آنجا و در پارهاى از « مناظرات مُد روز » مىتوان مشاهده نمود، مانند مناظرۀ « دكتر زكى مبارك 1» با « دكتر طه حسين 2» كه در