87
اصلاح پايان امّت اسلامى، به اصلاح آغاز آن!
... اين بود تاريخ كوتاهى پيرامون عوامل وانگيزههايى كه مرا از ديرگاه در آستانۀ « شعرجاهلى » متوقّف ساخت...
سپس ميان دانشمندان علم بلاغت و شيوهاى را كه من كشف نموده و بيان داشتم، حايلى بهوجود آمد و حال آنكه بر آنها و ما ضرورى مىنمود كه در رابطه با پژوهش و كنكاش پيرامون « اعجاز قرآن » شيوهاى را برگزينيم، تحقيق و پژوهشى كه سالم و پيراستۀ از آفات باشد.
آرى، اين بود تاريخ فشرده و بسيار مختصرى فراديد كسانى كه در عصر جديد مىخواهند از آن پيروى نمايند... در عصرى كه « شعر جاهلى » چونان بازيچهاى در دست هركس كه به هرحال زبانى دارد و با آن سخن مىگويد، قرار گرفته و سايهاى از ظلمت و اندوه و تأسّف بر تحقيقات محقّقان جديد دانشگاهى و غيردانشگاهى افكند، آنگاه كه فىالمثل يكى از اين پژوهشگران شعر مزبور را مورد بررسى خويش قرار مىدهد، شعرى كه بههنگام رسالت پيامبر(ص) و فرو فرستادن پروردگار قرآن را بر نبىّ خويش بر آن بيان، نورى بود كه تاريكهاى جاهليّت توسّط آن روشن مىگرديد و اهل جاهليّت چونان اعتكاف بتپرستان براى بت در برابر « بيان » آن معتكف گشته و در مقابل آيات آن خاشعانه سجده نموده كه هيچگاه در برابر بتهاى خويش اين