78« عقول » به طريقى نسبتاً معقول در دايرۀ فحص و كنكاش پيرامون « اعجاز قرآن » وارد گرديد...
« ابواسحاق ابراهيم بن يسار نظام » كه به عنوان زبان « معتزله 1» شهرت يافته بود بدين مهم پرداخت و دربارۀ اعجاز قرآن آراء و نظراتى را ارائه داد. وى چنين پنداشت كه خداوند عرب را از معارضه و مقابله با قرآن منصرف ساخت با اينكه آنها قدرت و توانايى بر اين معارضه را داشتند... به گمان « ابواسحاق » اين انصراف و بازداشت از معارضه، خود معجزه مىباشد، امّا اعجاز قرآن در نظر او عبارت است از خبرهاى غيبى گذشته و آينده 2...
اين كلام نيز هيچگونه اصل و ارزشى ندارد و در آن چيزى بهجز حيرت و نسبت دروغ ديده نمىشود! آخر اين كدامين كس است كه اهل جاهليّت را از معارضه با قرآن عاجز و ناتوان ساخته و ايشان را وادار به سكوت مىكند و گروه ديگرى را در اين معارضه و جدال آزاد مىگذارد.
و از جملۀ اين « عقول » (انديشمندان) كه به پژوهش پيرامون « اعجاز قرآن » پرداختند، « ابوعثمان جاحظ 3» است كه كتابى را تحت عنوان « نظم قرآن » تأليف نمود و در اين كتاب بلاغت قرآن را در عاليترين مراتب آن به اثبات رساند و همچنين پس از وى ديگران نيز به اين مهم مبادرت جستند. امّا تحقيقات آنها تنها بر