392دربارۀ آن محظورى اخلاقى بمورد اجرا گذارد.
از اين طريق، قرآن مانع بروز مشكلى اقتصادى كه همان مسألۀ تجارت شراب بود گرديد. چون تجارت شراب در بين مردم عربستان امرى رشد يافته محسوب مىشد بهطورى كه اعراب جاهلى به تناسب برآورده شدن نياهاى خود از انواع مختلف شراب، بدان القاب گوناگون و زيادى اطلاق مىكردند 1.
« امرؤالقيس » آنگاه كه از مرگ پدرش آگاه گرديد، سخنى مشهور در اين باره دارد كه خود به عنوان گواهى تاريخى بر زيادهروى اعراب قبل از اسلام در مصرف شراب بكار مىآيد. وى در اين هنگام گفت: (امروز شراب و فردا كار، يعنى انتقام). در چنين محيطى كه شُرب خمر و تجارت و داد و ستد در آن كاملاً رواج دارد، قرآن به طرح اين مشكل مىپردازد. ولى مصلحت زمان چنين اقتضا مىكرده كه براى برقرار ساختن حالت جديد اقتصادى، اندكى با آن هماهنگ گردد و شايد وجود همين مصلحت بوده كه باعث شده است تا قرآن قبل از حكم نهايى تحريم شراب، موضع دوّمى اتّخاذ كند. اگر نمونهاى از نوع قانونگذارى بشر براى مقايسه در اختيار ما نبود نمىتوانستيم كاملاً به اهمّيت اين ملاحظات از سوى قرآن پى ببريم. اين مشكل پس از گذشت سيزده قرن از ظهور اسلام، نظر قانونگذاران را نيز مورد تحليل و ارزيابى قرار مىدهيم. قانون به عنوان لايحۀ تعديلى قانون اساسى امريكا در سال 1919 به تصويب رسيده است:
در حدود سال 1918، مسألۀ مشروبات الكلى در ميان افكار عمومى مردم امريكا مطرح گرديد و در سال 1919 به عنوان هجدهمين « لايحۀ تعديلى » در قانون اساسى امريكا وارد شد و در همين سال اين لايحه به وسيلۀ هشدار قانونى كه بعدها در تاريخ به نام قانون « ولستد » معروف گرديد، استحكام بيشترى يافت. امريكاييان براى باجرا گذاردن اين ممنوعيّت از وسايل زير كمك گرفتند:
1- استفاده از نيروى دريايى به عنوان حفاظت و مراقبت از سواحل.
2- استفاده از نيروى هوايى به منظور تحت نظر گرفتن راههاى هوايى.
3- مراقبتهاى علمى.