380ما براى اين آيه معنايى كلّى در نظر مىگيريم و شايد در اين حالت، آيه با مفهوم علمى « شب »، از اين جهت كه پديدهاى است طبيعى و فيزيكى و به دنبال سرد شدن تدريجى زمين صورت مىپذيرد، سازگار مىگردد. چون در واقع تا وقتى كه زمين تودهاى مشتعل و ملتهب بوده، شب در آن ديده نمىشود و همواره بهطور طبيعى روز بوده است 1.
نكتۀ ديگر آنكه اين كيهان شناسى با آراى ديگر قرآنى كامل مىشود كه اهميّت آنها در اثبات سازگارى نظريّات قرآنى با حقايق علمى، كمتر از آراى ديگر نيست. برماست كه به خاصيّت حركت نور در جوّ توجّه كنيم. مىدانيم كه جوّ(اتمسفر) عبارت است از « روى هم قرار گرفتن طبقات متوالى كه در آن تراكم هوا از زمين به طرف بالا كاهش مىيابد » و در ميان چنين فضايى نور بايد مطابق قانون دوّم ( هيثم - دكارت 2) يعنى قانون « آنكسار نور » مسير خود را طى كند. قرآن كه پيوسته ما را به نظاره در طبيعت دعوت مىكند، از ما مىخواهد كه در كمترين خطوط سايهها، به مشاهدۀ دست تواناى خالق و آفريننده بنگريم.
« آيا نديدى پروردگارت را چگونه گسترد سايه را واگر مىخواست آن را ساكن مىكرد. سپس قرار داديم خورشيد را بر او راهنمايى. سپس گرفتيم آن را به سوى خود گرفتنى آسان 3»!
چگونه مىتوان اين « قبض يسير 4» را تفسير كرد؟ قانون « هيثم - دكارت » به ما