374پيامبر(ص) را مىيابيم كه به منظور انعكاس و تبين مصداق تاريخى اين دو آيه همسرش را به خانه بر مىگرداند...
« عايشه » از تشكّر امتناع مىورزد و در پاسخ به پدرش كه از وى مىخواست تا از محمّد(ص) سپاسگزارى كند، پاسخ مىدهد:
« به خدا سوگند من (به احترام او از) جا بر نمىخيزم و جز خداوند عزّوجل كسى را سپاس نخواهم گفت 1؟! بهراستى كه نصوص اين تبرئه در ارتباط با دعوت پيامبر(ص) از اهمّيت ويژهاى برخوردار است. چرا كه علاوه بر ارزش ذاتى خود، ديدگاه مستقيم و غير قابل انتظارى را از دو شخص نمايان مىسازد كه بهطور تصادفى، به عنوان داور اين ارزش قرار داده شدهاند. يكى از اين اشخاص « عايشه » و ديگرى « صحابى 2» است كه او را به كاروان ملحق كرده است.
اين دو شخص رسانندۀ چه مقصود مهمّى هستند كه بدين روشنى در اين آيه گفته شده است كه: « زن زناكار » نمىتواند همسر كسى جز « مرد زناكار » باشد؟ اين حكمى است مطلق تا نتواند با بينشهاى انسانى شخصى كه در احاطۀ ابرهاى تيرۀ شك و ابهام قرار گرفته است (و مصلحتى بالاتر او را واداشته تا موضعى محتاطانه اختيار كند)، برخورد نمايد.
عقلى كه در پى كشف حقيقت و دقّت در قضاوت است، نمىتواند تسليم شتابكارى شود و بىگناهى را به عقوبت رساند يا گناهكارى را ببخشايد.
بدينسان، تناقضى آشكار ميان « ذاتى » محصور در احتياط و خويشتن دارى، با احكام صريح و قاطع كه وحى آنها را نازل كرده، براى ما جلوهگر مىشود.