360حوادث را در چهار چوب نوعى نگرش كلّى « آشكارگى » قرار مىدهد 1.
اين امر به ما امكان مى دهد كه نگرش توراتى را گام به گام تعقيب كنيم، با آن كه در هر دوى آنها، بهخصوص در آنچه كه به اصل تاريخى باز مىگردد، موضوعات مشترك و غيرقابل انكارى را مىيابيم، امّا به نقاط اختلاف و تباعد نيز خواهيم رسيد.
شايد براى آنكه اين بررسى انتقادى را تا به آخر انجام دهيم لازم باشد كه رابطۀ قرآن را نه تنها با يك منبع كه با منابع بسيار يهودى - مسيحى مورد دقّت قرار دهيم.
و چه بسا علاوه بر آنچه گفتيم، بايد اذعان بداريم كه قرآن علىرغم نقاط اختلاف در بسيارى از موارد تاريخ توحيدى با منابع يهودى - مسيحى، از يك يا چند روايت كتاب مقدّس كه الآن وجود ندارند استفاده كرده است!!
و بالاخره از ديدگاه ساده انديشانۀ « نقد مدرن »، شايد پيامبر همچون يك دانشمند دينشناس كار مىكرده است، بدين ترتيب كه مدارك بسيارى مىيافته و در آنها مىانديشيده و آنگاه آنها را چنان مرتّب و منظّم مىكرده كه بتواند در ساخت روايتهاى قرآن از آنها بهره بگيرد!!!
بايد اين حقيقت را پذيرفت كه «انديشه نقد مدرن» از ساده لوحى شگفتانگيزى برخوردار است، تا آنجا كه بايد آن را شايستۀ اين عبارت مونيته دانست كه در توصيف آستروك 2(1684-1766م) گفته است...
دانت مونيته دربارۀ استروك، پروفسور طب، مىگويد:
« واضح است كه آستروك، با اندكى ساده لوحى، خود را بجاى موسى جا مىزده و به مدارك و اسناد رجوع مىكرده است، بهطورى كه گويى اين «موسى» همچون يكى از دانشمندان قرن هيجدهم كار مىكرده است ».