335گفت: وضع شما بدتر است و آنچه را حكايت مىكنيد خدا بهتر داند.
78- قٰالُوا يٰا أَيُّهَا الْعَزِيزُ إِنَّ لَهُ أَباً شَيْخاً كَبِيراً فَخُذْ أَحَدَنٰا مَكٰانَهُ إِنّٰا نَرٰاكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ
گفتند: اى پادشاه! او را پدرى پير فرتوت است، يكى از ما را بجاى او بگير كه ما ترا از نيكوكاران مىبينيم.
79- قٰالَ مَعٰاذَ اللّٰهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلاّٰ مَنْ وَجَدْنٰا مَتٰاعَنٰا عِنْدَهُ إِنّٰا إِذاً لَظٰالِمُونَ
گفت: خدا نكند جز آنكس را كه كالاى خويش پيش او يافتهايم بگيريم و گرنه ستمگر خواهيم بود.
80- فَلَمَّا اسْتَيْأَسُوا مِنْهُ خَلَصُوا نَجِيًّا قٰالَ كَبِيرُهُمْ أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ أَبٰاكُمْ قَدْ أَخَذَ عَلَيْكُمْ مَوْثِقاً مِنَ اللّٰهِ وَ مِنْ قَبْلُ مٰا فَرَّطْتُمْ فِي يُوسُفَ فَلَنْ أَبْرَحَ الْأَرْضَ حَتّٰى يَأْذَنَ لِي أَبِي أَوْ يَحْكُمَ اللّٰهُ لِي وَ هُوَ خَيْرُ الْحٰاكِمِينَ
و همين كه از او نوميد شدند، رازگويان به كنارى شدند بزرگشان گفت: مگر ندانيد كه پدرتان از شما به نام خدا پيمان گرفته و پيش از اين دربارۀ يوسف تقصير كردهايد، هرگز از اين سرزمين بيرون نشوم تا پدرم به من اجازه دهد. يا خدا
گناهكار خواهم شد.
(33)پس الآن تمنّا اينكه غلامت به عوض بندگى آقاى خود بماند و پسر همراه برادران خود برود.
(34)زيرا چگونه نزد پدر خود بروم و پسر با من نباشد مبادا بلايى را كه به پدرم واقع شود ببينم.