158ويژگىهاى دو انسانى را كه تبلور و تجسّم دو انديشۀ متعارض مذهبى هستند، نشان مىدهد، و نيز اسبابى را كه موجب « عدم خلط و اشتباه » ميان آن دو جريان و اين دو انسان مىگردند، به روشنى نشان مىدهد...
«ارمياء» و پديدۀ ذاتى
از صريحترين و با ارزشترين گواهىها براى « پديدۀ نبوّت » شهادتى است كه « ارميا »ى نبى مىدهد. وى سلوك و رفتار ويژۀ خويش را در قبال « پديدۀ نبوّت » بهطور تفصيل برمىشمرد كه داراى ارزش و اهميّت والايى است...
« ارمياء » حالات، تأمّلات و واكنشهاى خود را (كه احياناً تلخ و قهرآميز نيز بودهاند)، آن هنگام كه مورد وحى الهى قرار مىگرفته است، براى ما شرح مىدهد، او مىگويد:
« من محور استهزا و سخريۀ مردم قرار گرفته بودم، همه مرا مسخره مىكردند، زيرا هرگاه مىخواستم سخن بگويم، حتماً مىبايست فرياد برآورم و قهر و جبروت و خشم خداوندى را اعلام كنم.كلمۀ «الله» براى من مايۀ خفّت و استهزاء شده بود، ولى آنگاه (كه تحت تأثير اين همه فشار طاقت فرساى روحى) با خود مىگفتم ديگر از او ذكر ى به ميان نخواهم آورد و يا نام او را بر زبان جارى نخواهم كرد در قلبم آتش برافروختهاى را شعلهور مىيابم كه دارد استخوانهايم را مىسوزاند! پس تصميم مىگيرم آنرا خاموش كنم، لكن قدرت و توانايى آن را در خود نمىيابم ... 1»
و با اين ترتيب خاص « ارمياء » خطوط داخلى ذات خويش را براى ما ترسيم مىكند و با طرق ويژهاى منحنى مخصوصى از «من» خود را ارائه مىدهد و ما در وصف اين خطوط ويژه و منحنى خاص سه عنصر متمايز از يكديگر را به ترتيب زير، مىيابيم:
اولاً- احتراق عميق و آتش جانكاهى جان « ارمياء » را مىسوزاند و احساسات مضطرب و سرگشتۀ وى را تحت تأثير استهزاءها و ريشخندهاى مردم به شدّت جريحهدار ساخته است.
ثانياً - ارادۀ او جهت خلاصى از دعوت و رسالتش از يك طرف و مبارزۀ آگاهانه