54ستارگان) متمركز بود. 1
در زمان حضرت يوسف(ع) نيز چنين بود، شرك آنان در مسأله ربوبيت بود. آنان مىپنداشتند خداوند پس از آفريدن هستى، كار تدبير واداره جهان را به ديگران واگذاشته است. از اين رو حضرت يوسف(ع) در هدايت آن بر موضوع توحيد در ربوبيت تأكيد داشت كه گفت:
أَ أَرْبٰابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللّٰهُ الْوٰاحِدُ الْقَهّٰارُ
2
آيا پروردگارهاى پراكنده بهتر است، يا خداى يكتاى غالب و قدرتمند؟
تدبير عالم هستى در مورد انسان و جهان، جدا از مسأله آفرينش نيست و تدبير، چيزى جز همان آفرينش نيست. وقتى آفريدگار هستى و انسان يكى است، پس مدبّر آنها هم يكى خواهد بود، چرا كه پيوند كامل ميان تدبير و آفرينش جهان روشن است، به همين جهت، خداوند وقتى خود را به عنوان آفريدگار همه چيز توصيف مىكند، در همان وقت، خود را مدبّر آنها هم مىداند و مىفرمايد:
«خداوند همان كسى است كه آسمانها را بدون ستونهايى كه ببينيد، بر افراشت، سپس بر عرش استيلا يافت و خورشيد و ماه را مسخّر ساخت، كه هر كدام تا زمان معينى حركت دارند. كار را