308خوف و سفر با هم خواند. پدر زهير گويد: از سعيد پرسيدم: چرا چنين كرد؟ گفت: همين سؤال را من از ابن عباس پرسيدم، گفت: مىخواست كسى از امتش به حرج و زحمت نيفتد.
ابوبكر بن ابىشيبه و ابوكريب هر دو از ابومعاويه نقل كردهاند و ابوكريب و ابوسعيد اشج گفتهاند كه وكيع و ابىكريب از اعمش، از حبيب بن ابىثابت، از سعيد بن جبير از ابن عباس نقل كردهاند كه پيامبر خدا(ص) در مدينه بدون حالت خوف و باران، ظهر و عصر را و مغرب و عشاء را با هم خواند. وكيع گويد: به ابن عباس گفتم: چرا چنين كرد؟ گفت: تا امتش به زحمت نيفتند.
رسول خدا(ص) در مدينه هفت و هشت را خواند 1، ظهر و عصر و مغرب و عشاء را.
عبدالله بن شقيق نقل مىكند: روزى ابن عباس پس از عصر بر ما خطبه خواند، تا آنكه خورشيد غروب كرد و ستارهها آشكار شدند و مردم مىگفتند: نماز، نماز. مردى از بنىتميم نزد او آمد و با قاطعيت مىگفت: نماز، نماز. ابن عباس گفت:اى بىمادر، آيا به من سنت مىآموزى؟ سپس گفت: رسول خدا(ص) را ديدم كه ظهر و عصر را و مغرب و عشاء را با هم مىخواند. عبدالله بن شقيق گويد: در دلم از اين سخن ترديدى پيش آمد. پيش ابوهريره رفتم و پرسيدم، او سخن ابن عباس را تصديق كرد.
ترمذى از سعيد بن جبير از ابن عباس نقل مىكند: رسول خدا(ص)