177مىشود. هدف پيامبر(ص) را از نگهداشتن مردم در آن شرايط استثنايى و آن اجتماع عظيم صرفاً توصيه به محبت و مهرورزى به شخص معين نبوده است.
ج: پيامبر خدا(ص) پيش از ابلاغ رسالت الهى در شأن على(ع)، از ولايت و مولويت خويش سخن گفت و فرمود: خدا مولاى من است و من مولاى مؤمنانم و من بر آنان از خودشان شايستهترم. ذكر اين مطالب دليل آن است كه مولا بودن على(ع) از سنخ مولا بودن پيامبر(ص) است و آن حضرت به فرمانِ خدا، آن مولويت و اولويت را كه خود داشت، براى على(ع) هم ثابت كرد.
خلاصه درس
حقيقت امامت نزد اهل سنت، با آن چه نزد شيعه است فرق دارد. اهل سنت به امام به عنوان رئيس يك دولت نگاه مىكنند كه مردم يا نمايندگان مردم او را انتخاب مىكنند در چنين حاكمى جز برخى صفات معروف، چيزى شرط نيست اما شيعه اماميه به «امامت» به عنوان استمرار وظايف رسالت مىنگرند (نه خود رسالت، چون با رحلت پيامبر(ص)، نبوت و پيامبرى ختم شد). دست يافتن به چنين مقامى يك سلسله صلاحيتهاى بالا مىطلبد كه كسى آنها را نمىيابد مگر آن كه تحت عنايتهاى ويژه الهى قرار گيرد.
در شكل و ساختار حكومت و رهبرى پس از پيامبر(ص)، دو نظريه و جهتگيرى ميان مسلمانان رواج دارد:
1. اين كه شكل حكومت، انتصابى است و امام پس از پيامبر(ص)، به