131مىدادند. به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
1 . مرحوم صدوق (متوفاى 381 ق) مىگويد: اعتقاد ما اين است كه قرآن كتاب خدا و وحى اوست كه نازل شده و خداوند در قرآن فرموده است: از هيچ سوى باطل سراغ قرآن نمىآيد، نازل شدهاى از سوى خداى حكيم حميد است: إِنَّهُ لَكِتٰابٌ عَزِيزٌ... ، قرآن قصّهگويى حق است و حقى است جدا كننده حق و باطل و شوخى و بيهوده نيست و خداى متعال، پديد آورنده، نازل كننده، پروردگار، و حافظ آن و گوياى به آن است. 1
2. شيخ مفيد (متوفاى 413 ق) در پاسخ كسانى كه براى تحريف، استناد به رواياتى كردهاند كه برخى كلمات را به گونه ديگر نقل كرده است، مىگويد: اينها خبر واحد است و صحّت آنها ثابت نيست، از اين رو درباره آنها توقف مىكنيم و از آن چه در قرآن موجود است دست نمىكشيم. 2
3. سيدمرتضى (متوفاى 436 ق) گويد: گروهى از صحابه همچون عبدالله بن مسعود، ابى بن كعب و ديگران بارها قرآن را بر پيامبر(ص) خوانده و ختم كردهاند. اينها با كمترين تأمل دلالت دارد كه قرآن در آن زمان، مجموعهاى مرتب و مدوّن بود، نه پنهان و پراكنده. 3
4. شيخ طوسى (متوفاى 460 ق) گويد: سخن در زياده و نقصان در قرآن، در خور اين كتاب نيست. چرا كه زياد شدن در قرآن، بطلانش