104بناى بر قبور از زمان صحابه تاكنون، سيره رايج ميان مسلمانان بوده است. سفرنامهها توصيف قبور موجود در مدينه را كه بر روى آنها قبههايى بوده و روى قبرها سنگ نوشتههايى حاوى نامهاى آنان بوده ياد مىكند.
جهانگردان نيز كه مدينه منوره را زيارت كردهاند، آن مزارها و بقعهها و قبههاى بلند را توصيف كرده و با نگاه رضايت و محبت به آنها نگريستهاند، نه نگاه خشم و ناراحتى.
چنين اتفاق نظر و اجماع از سوى علماى اسلام در طول قرنها، قوىترين گواه بر جواز بنا بر روى قبور شخصيتهاى اسلامى است كه در دلها جايگاه و منزلتى دارند.
بناى مساجد بر قبور و نماز در آنها
بناى مساجد بر قبرها يا كنار آنها و نماز خواندن در آنها، موضوعى فقهى است و ربطى به عقايد ندارد. در اينگونه مسايل نيز، مرجع مردم پيشوايان دينى و فقهايند كه حكم آن را از كتاب و سنت استنباط مىكنند و ما نمىتوانيم هيچ يك از دو طرف را كه قائل به جواز يا عدم جواز باشند، به كفر و فسق نسبت دهيم.
قرآن كريم بازگو مىكند كه چگونه مردم قبور اصحاب كهف را پيدا كردند و پس از يافتن آن در اينكه چگونه آنان را گرامى و يادشان را زنده بدارند و به سبب آنان تبرّك جويند اختلاف كردند. يكى مىگفت: بر روى قبرشان بنايى مىسازيم تا يادشان ميان مردم جاودان بماند. ديگرى مىگفت: مسجدى بر قبرشان بسازيم كه در آن نماز