55اسلامى در اين سرزمين، رشد و بالندگى و پويايى كشورهاى اسلامى ديگر را نيافته است.
با پايتخت قرار گرفتنِ كوفه در زمان امام على(ع) و با انتقال مركز خلافت به شام در عصر امويان و با مركزيت بغداد در دوران عباسيان، از اهميت نخستين عربستان كاسته شد و بار ديگر فرهنگ ملوكالطوايفى در آن حاكم گرديد.
هم اكنون نيز علىرغم روى آوردن اكثر مردم اين كشور به شهرنشينى و تأثيرات فرهنگى بيرونى و طى نمودن فراز و نشيبهاى بسيار، آثار نظام قبيلهاى
در فرهنگ اجتماعى عربستان به روشنى مشهود است.
از سوى ديگر بافت اجتماعى كنونى عربستان، به دليل عدم توزيع ثروت و عدم تعادل در برخوردارىها، دچار اختلاف و فاصله طبقاتى بسيارى شده است و بين اقشار مختلف، فاصله فراوانى يافت مىشود؛ خانواده هاى سلطنتى، ارتشى و دانشگاهى در درجات اوّل و كارمندان بخشهاى ديگر در رده دوم دارند و قشر زيادى به ويژه ساكنان روستاها از وضعيت اقتصادى مطلوبى برخوردار نيستند. در بسيارى از شهرها، در فصل تعطيلى مدارس يا اوقات فراغت، كودكان در چهار راهها به گدايى يا مشاغلى نظير فروش كبريت، بطرى آب و دستمال كاغذى مىپردازند. بسيارى از شهرهاى بزرگ عربستان و از جمله رياض، حاشيه و كپرنشينهايى را در اطراف خود جا دادهاند كه در اوج فقر به سر مىبرند. 1
ب.نقش دين
دين در ميان مردم عربستان نفوذ زيادى داشته، در اوضاع فرهنگى، سياسى و اجتماعى آن نقش اساسى و گستردهاى ايفا مىكند.
اين كشور بر اساس ظواهر شريعت اسلامى اداره مىشود؛ قوانينى چون