59كشاورز، از عوامل ياد شده كمك گرفت، با اين اعتقاد كه آنها را در تأثير يا وجود، يا مادّه، يا در كار و قدرت، مستقل پنداشت، اين اعتقاد شرك است و چنين طلبى عبادت است.
آن دسته از آيات كه استعانت را منحصر به خداوند مىداند، ناظر به اين حقيقت است كه در صحنۀ هستى، هيچ مؤثّر تام و مستقلّ و بدون اتكاء به ديگرى نه در وجودش، نه در كار و تأثيرش، جز خداوند وجود ندارد. و آن دسته از آيات كه استعانت از غير خدا را جايز مىشمارد، ناظر به اين است كه عواملى در جهان هست كه در وجود و كارش نيازمند خداوند است و هر كار مىكند، با اذن و مشيّت و قدرت الهى انجام مىدهد و اگر خداى متعال آن قدرت را نداده بود و خواست خدا بر استمداد از آن جريان نيافته بود، هيج قدرتى بر هيچ كارى نداشت.
پس در همۀ مراحل يارى كنندۀ حقيقى خداوند است و از هيچ كس به عنوان اينكه يارى رسانندۀ مستقل است نمىتوان استعانت جست، مگر از خداوند. از اين رو، استعانت منحصر به خدا شده است. ليكن اين هرگز مانع استعانت از غير خدا به عنوان غير مستقل و متكّى به قدرت الهى نيست و چنين استعانتى هرگز منافات با آن استعانت انحصارى نيست.