54فرمان سجود نكوهش مىكند:
«فَسَجَدَ الْمَلاٰئِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ» 1
«همۀ فرشتگان سجده كردند».
و «وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً» 2 «يوسف پدر و مادرش را بر تخت خود بالا برد و آنان در برابر او به سجده افتادند».
تنها خضوع و كرنش - چه به لفظ و بيان باشد، چه به عمل و رفتار - عبادت نيست. پس براى حل مشكل بايد ضابطهاى كلى براى عبادت بيان كرد، تا آن خضوعى كه نشان پرستش است، با كرنشهاى ديگر متمايز باشد.
به طور خلاصه عبادت به دو چيز تحقق پيدا مىكند :
1 . خضوع با بيان و عمل.
2 . اعتقاد به خدايى و پروردگارى آنكه در برابرش كرنش انجام مىگيرد و عقيده به اينكه سرنوشت كلّى يا جزئى كرنش كننده، اكنون يا در آينده، به دست اوست، چه اين اعتقاد درست باشد آنگونه كه دربارۀ خداوند است، چه باطل باشد، مثل آنچه در پرستش غير خداست. پس اگر در خضوع، چنين اعتقادى نباشد، پرستش نيست.
موحدان خداپرست، خضوعشان ريشه در اين اعتقاد دارد كه خدا را آفريدگار جهان و انسان و مدبّر عالم مىشناسند، خدايى كه در دنيا و آخرت همه چيز در دست اوست و جز او هيچ آفريدگار، مدبّر و