30حالى كه ايرانيان در زمان خليفۀ دوم يعنى از سال 17 هجرى مسلمان شده بودند.
ايرانيانى كه مسلمان شدند، در آغاز كار جز اندكى شيعه نبودند، و بيشتر دانشمندان اهل سنّت همچون بخارى، ترمذى، نسائى، ابن ماجه، و حاكم نيشابورى و كسانى ديگر كه در طبقۀ بعد آمدند، ايرانى بودند.
البته گاهى براى ايرانى بودن ريشۀ تشيع، به اين استدلال مىشود كه تشيع و ايرانيان در موروثى بودن خلافت هم عقيده بودند. در دورۀ ساسانيان و ديگران چنين بود. ولى خلافت از نظر شيعه موروثى نيست، بلكه تابع نصّ و تعيين است، نهايت آنكه خداى متعال، نور امامت را در خاندان ويژهاى قرار داده كه هر امامى، امام پس از خود را تعيين مىكند.
4. هر كس تاريخ ايران و زندگى دانشمندان ايرانى و ورودشان به تسنّن و تشيّع را مطالعه كند، در مىيابد كه تا اوايل قرن دهم، تسنّن در ايران رواج داشت، تا آنكه در دورۀ صفوى تشيّع بر ايرانيان غلبه يافت.
البته رى، قم و كاشان، پايگاه شيعه بودند، ليكن اين شهرها در مقايسه با شهرهاى ديگر ايران، بسيار كوچك بودند.