242حمد آغاز مىكرد و چون ركوع مىرفت، سرش را نه بيرون مىآورد و نه تو مىكشيد، بلكه ميان اين دو حالت بود و چون از ركوع بر مىخاست، قبل از سجده كاملاً مىايستاد و چون از سجده بر مىخاست، قبل از سجدۀ دوم كاملاً مىنشست و در هر دو ركعت تحيّت مىگفت، پاى چپ را مىگسترد و پاى راست را بر آن مىنهاد و از نشستن روى دو پاشنۀ پا و اينكه كسى ساعدهايش را مثل درندگان بر زمين بگسترد نهى مىكرد و نمازش را با سلام به پايان مىبرد. 1
اگر دست روى دست گذاشتن سنت مؤكّد يا مستحب بود حتماً پيامبر صلى الله عليه و آله آن را مىگفت، چون استحباب آن در نظر معتقدانش كمتر از گذاشتن پاى راست روى پاى چپ نيست. اين روايات تبيين كنندۀ كيفيت نماز، بهترين دليل است كه دست روى دست نهادن سنت مؤكّد نيست.
4- روايت قاضى ابوحنيفه
قاضى ابوحنيفه نعمان تميمى از امام صادق عليه السلام نقل مىكند:
«هرگاه در نماز ايستاده بودى، دست راست را روى دست چپ يا دست چپ را روى دست راست نگذار، اين شيوۀ اهل كتاب است، بلكه دستها را آزاد و رها كن، كه اين سزاوارتر است كه تو را از فكر نماز باز ندارد.» 2
روايات أئمۀ اهل بيت عليهم السلام
روايات بسيارى از ائمۀ اهل بيت نقل شده كه آويختن دست واجب است و دست روى دست گذاشتن (تكفير) بدعت است. به چند حديث