127فرمود: من پيش از شما مىروم و بر حوض كوثر وارد مىشوم، نيك بنگريد كه پس از من با ثقلين (كتاب و عترت) چگونه رفتار خواهيد كرد.
سپس دست «على» را گرفت و بالا برد، او را به همۀ آن مردم شناساند، سپس فرمود: اى مردم! چه كسى از مؤمنان نسبت به خود آنان شايستهتر است؟
گفتند: خدا و رسولش داناترند.
فرمود: خداوند مولاى من است و من مولاى مؤمنانم و من به آنان از خودشان شايستهترم و ولايتم بيشتر است، پس هر كه من مولاى اويم، على مولاى اوست
«فمن كنتُ مولاهُ فعلىٌ مولاه».
حديث غدير را 110 نفر از صحابه، 84 نفر از تابعين و 360 نفر از علما و محدثان نقل كردهاند. با وجود اين تواتر، هيچ ترديدى در اصالت و درستى اين حديث باقى نمىماند. گروهى از علما نيز كتابهاى مستقلّى پيرامون حديث «غدير» نگاشتهاند كه جامعترين و پر سَنَدترين آنها كتاب «الغدير» مرحوم علامۀ امينى (1320 - 1390 ه .ق) است.
اينك بايد ديد مقصود از واژۀ «مولىٰ» چيست و مولا بودن على عليه السلام به چه معناست؟ شواهد بسيارى گواهى مىدهد كه مقصود از اين لفظ، پيشوا و رهبر و سرپرست است. به برخى از اين شواهد و قرائن اشاره مىشود:
الف: در حادثۀ غدير، رسول خدا صلى الله عليه و آله دستور داد حجّاجى كه همراه وى از حج بر مىگشتند، در يك زمين خشك و بىآب و آبادى فرود آيند، حرارت آن نيمروز چنان بود كه هر يك از حاضران در آن صحنه، بخشى از عباى خود را زير پا گذاشته بودند و بخشى را روى سر گرفته بودند تا از شدت گرماى خورشيد، نگاهشان دارد.