48ديگر روابط متقابل را داشته باشند.
از ديگر موادّ صلحنامه عفو عمومى نسبت به اعرابى بود كه در جنگ طائف با شريف غالب به نبرد برخاسته و شكست خورده بودند.
بر اساس ديگر مادّۀ صلحنامه، قسمتى از نواحى حجاز تحت فرمان شريف غالب باقى ماند و قسمتى ديگر تحت تابعيّت سعودبن عبدالعزيز در آمد. [1212 ه .].
اين فاجعۀ غمانگيز نيز از چهارمين اشتباه بزرگ شريف غالب پديد آمد؛ زيرا اگر شريف غالب به هنگام پراكنده نمودن سپاه سعود در روستاى «طريّه» آنها را دنبال مىكرد و از نواحى حجاز بيرون مىراند و به كلّى تار و مار مىساخت، او ديگر نمىتوانست بدويهاى حجاز را منحرف كند و به جنگ با شريف غالب وادارد و او را به امضاى قرار داد صلحى ننگين ناگزير سازد.
اين قرار داد ننگين در اواسط سال 1212 ه . به امضا رسيد و سعودبن عبدالعزيز به همراه سپاه انبوهى در مراسم حجّ 1213 ه . و 1214 ه . شركت كرد و در مكّه و عرفات به افشاندن تخم نفاق در دل قبايل عرب پرداخت.
در طول اين دو سال تعداد كسانى كه مذهب محمّدبن عبدالوهّاب را پذيرفته و با سعودبن عبدالعزيز بيعت كردند، در حدّ شگفت انگيزى افزايش يافت و همگى با تمام قدرت با شعاير اسلامى به نبرد برخاستند.
شريف غالب از نمودار ميزان بيعت كنندگان و گسترش روز افزون وهّابيها دريافت كه فتنۀ وهّابيت هر لحظه وسيعتر مىشود و طولى نمىكشد كه سرزمين حجاز در دامن وهّابيت سقوط مىكند و زمام كشور به دست سعودبن عبدالعزيز مىافتد، از اين رهگذر نامههاى تهديد آميزى به سعود نوشته، متذكّر شد كه بر اساس موادّ صلحنامه بايد اعرابى را كه به سوى او مىروند به روستاهايشان برگرداند.