211و عن أنس: أن النّبي عليه السلام قال:
حَسْبُكَ مِنْ نِسَاءِ [111] العالَمين مَرْيَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ وَ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدٍ وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ آسِيَةُ بِنْتُ مُزَاحِمٍ امْرَأةُ فِرْعَوْنَ. [بحار: 7/16]
و عن أنس قال: بلغ صفية أن حفصة قالت بنت يهودى، فبكت؛ فدخلعليها النبيُّ عليه السلام و هي تبكي، فقال: ما يبكيك؟ فقالت: قالت حفصة إنّي ابنة يهوديّ. فقال: انك لإبنة نبيّ و إنّ عمّك نبيّ و إنّك لتحت نبيّ ففيم تفتخر عليك، يعنى: روايت است از انس كه پيغمبر صلّى الله عليه وآله فرمود: بس است تو را از زنان جهانيان مريم دختر عمران، و خديجه دختر خويلد، و فاطمه دختر محمّد صلّى الله عليه وآله، و آسيه زن فرعون.
و هم از انس روايت است كه وى گفت: خبر به صفيّه رسيد كه حفصه گفت در حقّ صفيه كه او دختر جهودى است، و صفيّه دختر حُيَيِ أخطب خيبرى بود. صفيّه كه اين بشنيد بگريست. پيغمبر صلّى الله عليه وآله در پيش وى رفت و او مىگريست. گفت: چرا مىگريى؟ گفت: حفصه گفته است كه من دختر جهودىام. پيغمبر صلّى الله عليه وآله فرمود از براى تسلّى خاطر وى، به درستى كه تو دختر پيغمبرى، و عمّ تو پيغمبر است، و تو در حكم و فرمان پيغمبرى. پس به چه چيز حفصه بر تو فخر مىكند؟ فضيلت دختران به حسب فضيلت پدران باشد. ثم قال: اتّقى الله يا حفصه! بعد از آن گفت: از خداى بترس. اى حفصه!
و عادت عايشه و حفصه و پدران ايشان آن بود كه على الدّوام هر كه را رسول داشتى ايشان دشمن وى بودندى. و الحمد للّه عداوت ايشان و انتقام ايشان از علىّ و فاطمه و حسن وحسين عليهم السلام بدين سبب بود؛ اگر اين حديث از مصابيح نبودى، يُمكن كه مخالف گفتى كه اين افتراى شيعه است.
و در كتاب مجتبى آمده: اذا أحبّ اللُه عبداً ألقي محبّته على الماء فلايشربه عبدٌ إلاّ أحبّه، يعنى: چون خداى تعالى بنده[اى] را [كه] دوست دارد، محبّت و دوستى وى را بر آب اندازد. هيچ بندهاى آن آب را نياشامد الاّ كه وى را