189شايد كه رسول نيز با خداى تعالى مشورت كرده باشد تا او را به خلّت اختيار كند اجازت نبوده باشد.
[ابن] جرير طبرى در تاريخ خويشتن گفته است كه رسول صلّى الله عليه وآله اين حديث را درگورستان بقيع فرمود در مرض موت كه خاتم عمر او بود، و چگونه شايد كه افضل را بگيرد و ادنى را فرو گذارد، حيث قال: ولكن اخوة الاسلام أفضل. مثال اين چنان است كه كسى گويد: محمّد رسول است به حقّ و لكن امام نيست، يا اين كه گويد: ابوبكر امام عالميان است ولكن لايق تقدّم جماعت نيست. معمّا كه اخوّت ابوبكر با عمر بوده، و اخوّت علىّ با رسول صلّى الله عليه وآله، چنان كه اجماع محدّثان بدين ناطقند كه در ميانه صحابه جز علىّ هيچكدام را با رسول برادرى نبود. كما روى الخُزاعي في شرح الشهاب [روح الاحباب] أنّ الرّسول عليه السلام قال: إخواني الّذين هم في اخر الزّمان مِن امّتي يَرون وَرَقَةً مُعَلّقةً و سواداً على بياض فيُؤمنون به و ينقادون له لميروني و لميسمعوا منّي اولئك إخواني حقّا. قال: يا رسول الله! لسنا إخوانك؟ قال: أنتم أصحابي و هم إخواني و منه قوله تعالي: ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ ثُلَّةٌ مِنَ الْآخِرِينَ (واقعه: 39 -40).
ورد فى مناقب ابن مردوية عن جابر بن عبدالله أنّه قال: سمعتُ رسول الله يقول: لمّا أسري بى رأيت على باب الجنّة مكتوبا: محمّد صلّى الله عليه وآله رسول الله على أخو رسول الله قبل أن خَلَقَ السّموات و الأرض بألف سنة. [بحار: 2/27].
يعنى: همچنان كه روايت كرد خزاعىدر شرح شهاب الاخبار كه رسول صلّى الله عليه وآله فرمود: برادران من آن كسانىاند كه درآخر زمان باشند از امّت من كه ورقى آويخته بينند، و سياهى در روى سفيدى مطالعه كنند، پس بدان ايمان آرند، و فرمانبردار آن شوند. مرا نديده باشند، واز من نشنيده. ايشان برادران منند به راستى. صحابه گفتند: يا رسول اللّه! ما برادران تو نيستيم؟ پيغمبر فرمود: شما اصحاب منيد، و ايشان برادران منند، و از اين جا است گفتار