135يك مادر و پدر؛ و در كتاب المجتبى و المنتهى آمده؛ و در ساير كتب احاديث ايشان كه علىّ هر دو قدم بر دوش رسول نهاد تا هبل را از بام كعبه به زير انداخت، و ليلة الغار لحاف رسول در سر گرفت و در مقام رسول بخفت، و رسول را به دست خود غسل داد و تكفين و تجهيز نمود و روى مبارك او بر خاك نهاد، و عند الاختصار: تغميض العينين و الشفتين [66] و مدّ العينين و الرّجليناو كرد، و تربيت على در ايّام طفوليّت تا به كهوليّت رسول كرد، و اين نوع از مناقب هرگز به مفاخرت و مباهات باز نگويند.
معمّا در كتاب منتهى و كتاب مجتبى آمد، عن ابن أبي ليلي عن عليّ:
إنّ فاطمة عليها السلام شكت ما تلقى من أثر الرحى فأتى النّبي صلى الله عليه وآله بشىء فانطلقت إليه فلم تجده فوجدت عائشة فأخبرتها، فلمّا جاء النّبي صلّى الله عليه وآله أخبرته عائشة بمجيء فاطمة عليها السلام، فجاء النبي صلّى الله عليه و آله إلينا و قد أخذنا مضاجعنا فذهبت لأقوم فقال يا علىّ مكانكما، فقعد بيننا حتى وجدت برد قدميه على صدرى و قال: ألا أعلّمكما خيراً مما سَألتُماني؛ إذا أخذتما مضاجعكما، فكبّرا أربعاً و ثلاثين، و سبحاً ثلاثأ و ثلاثين، و حَمّداً ثلاثة و ثلاثين فهو خير لكما من خادم
[العمده: 383].
يعنى: يعنى ابن ابى ليلى روايت مىكند كه علىّ عليه السلام فرمود كه، فاطمه عليها السلام بناليد از آسيابگردانيدن و اثر آن كه به دست مبارك وى رسيده بود، و پيغمبر صلّى الله عليه وآله به مهمّى رفته بود. فاطمه برفت كه پدر را ببيند، وى را نيافت. عايشه را ديد و از آن حال وى را خبر كرد. چون پيغمبر عليه السلام بيامد، عايشه وى را خبر داد كه فاطمه اينجا آمده بود. اميرالمؤمنين علىّ مىگويد كه: بعد از آن پيغمبر صلّى الله عليه وآله به خانه ما آمد و ما در جاى خوابگاه خود رفته بوديم كه بخسبيم. چون ديدم كه پيغمبر صلّى الله عليه وآله مىآيد خواستم كه برخيزم. پيغمبر فرمود: يا على! شما در جاى خود باشيد و قرار گيريد. بعد از آن پيغمبر در ميان ما نشست تا من خنكى قدم پيغمبر برسينه خود يافتم و فرمود كه، شما را تعليم كنم چيزى را كه بهتر از آن