115واللّه يعلم إنّى منذ كنت أبغضك، يعنى: اى حسين! خدا مىداند تا من هستم تو را دشمن مىدارم. حسين عليه السلام گفت: اعلم [يا يزيد!] إن إبليس شارك أباه [أباك] في جماعة فاختلط [الماءان فأورثك] ذلك عداوتي لأن الله تعالى يقول وَ شارِكْهُمْ فِي الْأمْوالِ وَ الْأوْلادِ [مناقب: 22/4] [در منبع نام «حسن» آمده است.] و هذا الكلام كان سبب بغض يزيد بن معاوية لعنهما الله.
بدان كه ابليس با معاويه شريك بوده است در صحبت مجامعه. لاجرم دشمنى من پيدا شد، چنان كه حق فرمود: و شارَكَهُم في الأموال و الأولاد، و اين سخن سبب دشمنى يزيد بود با حسين عليه السلام.
و گفت همچنين كه، شيطان مشاركه كرد با معاويه تا عداوت ميراث افتاد. همچنين با صخر بن حرب مشاركه كرد تا عداوت با رسول صلّى الله عليه و آله ميراث افتاد. به ناچار هر كسى كه وى دشمنى مؤمنى يا يكى از اهل بيت رسول عليه السلام، سبب اين بود، و عداوت لعين بن لعين يزيد بن معاوية بن أبى سفيان از اينجا افتاد. بدين عبارت فرمود كه: و كذلك شَارَكَ الشَّيْطَانُ حَرْباً عِنْدَ جِمَاعِه فَوُلِدَ [لَهُ] صَخْرٌ بن حرب فَلِذَلِكَ كَانَ يُبْغِضُ جَدِّي رسولُ الله عليه السلام [مناقب: 22/4].
و هم او گفت در كتاب منتهي المآرب في قوله تعالي:
أُولٰئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيٰاتِ رَبِّهِمْ وَ لِقٰائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فَلاٰ نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيٰامَةِ وَزْناً
(الكهف:105) يعنى: كفروا بولاية عليّ بن ابيطالب و اتّخدوا آيات القران هزوا واستهزاء بقول رسول الله صلى الله عليه و آله: ألا مَن كنتُ مولاه فعليّ مولاه، مفهوم آن است كه، آنها كه كافر شدند به آيات و رحمت خدا، آنهااند كه به ولايت على كافر شدند و بدان ايمان نياوردند؛ و اين كه گفت: افسوس داشتند به آيات خدا، مراد آن است كه افسوس داشتند به قول رسول عليه السلام كه گفت: هر كه من مولاى اويم على مولاى او است.
القصّه! خصم مىگويد كه: فاطمه عليها السلام زنى بود و زنان علم فقه ندانند. از اين سبب بود كه باطل طلب كرد؛ و مع هذا مىگويد كه، عايشه ثلث