113
كَأنِّي أنْظُرُ إِلَى مُقَامِكَ عَلى حَوْضِي
[بحار: 260/37].
العسيب جريد النخل و هو سعفه، أى غصنه، جفل الناس و انجفل أى أسرع فى الحرب و رجل أجفل أى جبان و الاجفيل: النعاب، سُمّيت به لسُرعة عدوها.
أحمد بن زياد الهمداني قال: و لمّا كان يوم فتح مكّة تعلّق رسول الله صلّى الله عليه وآله بأستار الكعبة وَ هُوَ يَقُولُ:
اللَّهُمَّ أرسل إِلَي مشركى قريش مَنْ يَعْضُدُنِي فَنزل جَبْرَئِيلُ كَالْمُغْضَبِ فَقَالَ : يَا مُحَمَّدُ لم يعضدك ربّك بِسَيْفٍ مِنْ سُيُوفه مُجَرَّدًا عَلَى أعْدَاءك؟ [يَعْنِي بِذَلِكَ] عَلِيَّ بْنَ أبِي طَالِبٍ عليه السلام [مناقب:67/2] و لايزال دينُك هذا قآئماً ما بلغ حتي يثلمه رجلٌ مِن بني أميّة، أقسم ربُّك قَسَماً ليُرهَقَنّه صَعوداً أو ليُسبقيَّنه صديداً، قد رضيتَ يا محمّد؟ قال: قد رضيتُ.
يعنى: روايت است از محمّد باقر عليه السلام كه وى گفت: اگر مردى باشد كه پيوسته شب نماز گزارد، و روز به روزه باشد، بعد از آن بر دشمنى آل محمّد بميرد، خداى تعالى روز قيامت وى را به روى در دوزخ اندازد.
روايت است از جابر عبداللّه انصارى كه وى گفت: رسول خدا بيامد و ما در مسجد خفته بوديم، و پيغمبر صلّى الله عليه و آله شاخى تر از درخت خرما در دست داشت.گفت: شما مىخسبيد. ما گفتيم: علىّ عليه السلام به شتاب بيامد و ما نيز به شتاب با وى آمديم. رسول صلى الله عليه و آله گفت: يا على! تو را حلال است در مسجد آنچه مرا حلال است، و تو راضى نيستى كه از من به منزله هارون باشى از موسى الاّپيغمبرى كه بعد از من پيغمبر نيست؟ به حقّ آن خدايى كه جان محمّد در دست قدرت او است كه تو از حوض مىرانى مردانى چند را همچنان كه شتر را رانند از كنار آب، و عصايى از درخت عوسج در دست داشته باشى وآن جماعت را از آن مىرانى.
احمد زياد همدانى مىگويد: چون روز فتح مكّه بود، رسول خدا دست در كعبه زده بود و مىگفت: بار خدايا! به مشركان قريش فرست كسى را كه يارى من كند و بازوى من قوى دارد. جبرئيل فرود آمد همچون كسى كه در خشم