65عرب اقامت داشته اند چنين بر مى آيد كه او قسمتى از تحصيلات خود را در آن نقاط به پايان برده است.
نيز دكتر مدرسى در باره شاگردان وى مى نويسد: او خود چنان كه افندى مى نويسد شاگردانى فاضل داشته است. در آغاز رساله شرح مسأله نهبيه او مى بينيم كه آن را به خواهش عده اى از برادران و جمعى از خواص دوستان نگاشته (نسخه ش 1231 مجموعه طباطبايى مجلس، ص 150، سطر 4) كه على الرسم بايد مقصود شاگردان و حاضران درس او باشد. فرزندش علاءالدين فتح الله و نواده اش وجيه الدين عبدالله از اين گروهند و هر دو از وى روايت مى كنند. جز آن كه افندى در قصبه دهخوارقان تبريز اجازه اى از براى شاگرد ديگرش زين الدين على در پايان نسخه اى از قواعد علامه ديده است. آن اجازه مورخ 24 محرم سال 851 است. در آنجا نامش چنين آمده: كتبه اضعف عباد الله تعالى و أحوجهم الى عفوه و غفرانه و احسانه عبدالملك بن اسحاق بن عبدالملك القمى مولدا و نجارا [اصلا و حسباً]، القاسانى مسكناً و داراً، غفر الله له و لوالديه و لجميع المؤمنين و المؤمنات، و صلّى الله على خير خلقه محمد و آله و عترته.
اما آثارش: آقاى مدرّسى مى نويسد: در مجموعه شماره 1231 طباطبائى كتابخانه مجلس شوراى ملى تهران رسالهاى از او در شرح مسأله نهبيه از مسائل كتاب ارث قواعد علامه هست (152 150) كه وى آن را چنان كه گذشت به خواهش عده اى از برداران و خواص دوستان در آغاز ذيحجه سال 838 نگاشته و از آن بر مى آيد كه او به علم حساب و رياضيات دانايى و آشنايى داشته است. (خاندان فتحان: 15) آقاى مدرسى متن كامل اين رساله را به صورت عكسى در پايان رساله خويش چاپ كرده اند. وى در پايان رساله نامش را عبدالملك بن اسحاق بن عبدالملك بن فتحان قمى مى نامد. نسخه اى هم در فهرست مجلد (ج 23/2، ص 820) معرفى شده است.
آقاى مدرسى مى افزايد: جز اين در آغاز نسخه اى از ايضاح فخرالمحققين