43ابرهه و سپاه او را دفع كند. آنگاه خود نيز در دامنۀ كوه پناه گرفت و منتظر ماند.
دستور حمله از سوى ابرهه صادر شد. فيل ابرهه و ديگر فيل ها از حركت به سوى كعبه خوددارى كردند و به هر سمتى به جز كعبه حركت مىكردند، ناگهان آسمان تيره و تار شد؛ زيرا پرستوهاى فراوانى كه هر يك دو ريگ به چنگال ويك ريگ به منقار داشتند، بر فراز لشكر ابرهه ظاهر شدند و با آن ريگ ها به لشكر حمله بردند.
در اين حمله تمام لشكر و فراريان آنها، كه ابرهه نيز جزوشان بود، هدف قرار گرفتند و به هلاكت رسيدند و اجساد آنان مانند نشخوار حيوانات له گرديد و درهم كوبيده شد.
اصحاب فيل در منطقهاى بنام «وادى مُحَسِّر» به هلاكت رسيدند. گويند چون سپاه ابرهه به سبب اين شكست حسرت خوردند، اين وادى به محسِّر مشهور گشت.
شكست ابرهه و آن اعجاز، قريش را به تكبّر و غرور واداشت و آنها خيال مىكردند كه اين شكست به خاطر بزرگى و مقام و منزلت قريش است.
لذا قريش از آن پس خود را طبقۀ ممتاز عرب مىدانستند و از اين خود خواهى به بى بند و بارى رو آوردند. اين بى بند و بارى و فساد و تبعيض، مكه را غرق در