167شيوههاى خاصى دژها را به محاصرۀ خود درآوردند و پس از يك ماه مقاومت تمامى دژها فتح شد.
يكى از دژها كه رييس آن مَرحَب يهودى است مقاومت بسيار كرد. يكى از روزها لشكر اسلام به فرماندهى ابوبكر و روز ديگر به فرماندهى عمر براى فتح آن دژ اقدام كردند ولى كارى از پيش نبردند.
اين وضع پيامبر صلى الله عليه و آله و سرداران اسلام را سخت نگران كرد. در پى يك مشاورۀ نظامى حضرت فرمود: «فردا پرچم را به دست مردى خواهم داد كه خدا و پيغمبرش را دوست دارد و خدا و پيامبر نيز او را دوست مىدارند. خداوند فتح و پيروزى را به دست او نصيب ما خواهد كرد و او هرگز در جنگ فرار نمىكند.»
همه منتظر بودند كه پرچم اسلام فردا در دست چه كسى قرار خواهد گرفت؟
روز بعد پيامبر صلى الله عليه و آله پرچم را به دست على داد و دستور حمله را صادر كرد. وقتى حضرت پشت خيبر رسيد، دلاوران خيبر به طرف حضرت و سربازان حمله كردند، به طورى كه سربازان اسلام بى اختيار عقب رفتند، ولى حضرت مانند كوه ايستاد و پس از چند لحظه برادر مَرحَب به دست حضرت كشته شد. سپس مَرحَب كه خون