158است كه شب قبل از جنگ عروسى كرد، وآن شب را از پيامبر صلى الله عليه و آله اذن ماندن گرفت و قول داد كه در اولين فرصت به سپاه اسلام بپيوندد. سحرگاهان قبل از غسل جنابت، خود را به جبهه رساند و شربت شهادت نوشيد.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «خودم ديدم كه فرشتگان او را غسل مىدادند.»
او «حَنظَلۀ غسيل الملائكه» نام گرفت.
همسر عَمْرو بن جَموح را ديدند كه جنازۀ شوهر و پدر و برادرش را روى شترى قرار داده و به سوى مدينه مىآورد. شتر به سختى راه مىرفت، گفتند شايد بار او سنگين است، گفت: ولى هرگاه روى شتر را به سوى احد برمىگردانم خوب راه مىرود. موضوع را از پيامبر صلى الله عليه و آله سؤال كردند. حضرت از آن زن پرسيد: شوهرت هنگام خروج از منزل آيا سفارشى كرد؟ گفت: بلى، شوهرم دعا كرد و گفت:
خدايا ! شهادت را نصيبم فرما و مرا به خانه بر مگردان.
حضرت فرمود: دعاى او مستجاب شده است، لذا آن ها را كنار ساير شهدا در احد دفن كنيد.
نقل است كه قبر هارون برادر حضرت موسى روى كوه احد است. وى در سفرى كه عازم حج بوده در اين مكان فوت كرده و همين جا دفن شده است.