156مكه برگشت.
در اين جنگ بدن شهداى اسلام به دست مشركان مُثله شد. به دستور هند شكم حمزه سيد الشهدا را دريدند و هند جگر حمزه را به دندان گرفت ولى به امر خداوند جگر زير دندان هند چون سنگ شد.
وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله حمزه را در آن حال ديد، گريۀ شديدى كرد و قسم ياد كرد كه اگر به قريش مسلّط شوم هفتاد نفر را به عوض حمزه مُثله خواهم كرد.
جبرئيل نازل شد و اين آيه را آورد: وَ إِنْ عٰاقَبْتُمْ فَعٰاقِبُوا بِمِثْلِ مٰا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصّٰابِرِينَ 1. پس حضرت فرمود: صبر خواهم كرد.
آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله ردايى بر روى جنازۀ حمزه اندخت و چون قامت حمزه بلند بود پاهايش را با علف و گياه پوشانيد كه خواهر حمزه بدن برهنۀ برادر را با آن وضع نبيند.
پس از پايان جنگ، پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد بدن تمام شهدا را در همان محل دفن كنند.
پس از دفن شهدا، رسول خدا صلى الله عليه و آله و يارانش به مدينه بازگشتند. در آن روز كمتر خانهاى در مدينه بود كه صداى