248مىكرد كه اطاق و منزلى بگيريم، لكن ممكن نشد و در همان مسافرخانه در قفسى كه موقع عزيمت به «مكه» منزل داشتيم نزول نموديم، و روز پنجشنبه مسافرين بليط مركب موسوم به «خليفه»، يا مركب موسوم به «سالمى» را گرفتند، و روز شنبه «مركب خليفه»، مسافرين خود را كه غالباً رفقا و آشنايان طهرانى ما بودند حركت داد، و ما كه بليط «مركب سالمى» داشتيم مانديم، و موافق آنچه شنيده مىشد «مركب سالمى» در يك فرسخى «بصره» معيوب و ناسالم شده، و تا آن را تعمير نكنند نمىتواند حركت كند.
شب در كشتى
امروز يكشنبه غره ربيعالثانى مطابق «بيستم قوس»، كشتى سالمى وارد شد و مسافرين با كمال عجله نقل اثاثيه نموده سوار آن شدند، ولى مركب حركت نكرد و شب را در آن بهسر برديم، اين چندروزه توقف در «عشار»، تمام مسافرين ملول و دلتنگ بودند، و از صدمات و زحمات مسافرت و سرماى شديد به جان آمده بودند، ميوهجات پائيزه از هندوانه و خربزه و مركبات و سيب و انار و غيره به حد وفور بود.
امروزدوشنبه دوم ربيعالثانى مطابق «بيست و يكم قوس» و امشب را هم، «مركبسالمى» حركت نكرد و مشغول بارگيرى و تعميرات بود، و معلوم گرديد كه از مركبهاى بسيار مندرس و اسقاط است كه ما دچار آن گرديدهايم.
ساحل عشار
امروز سهشنبه سوم ربيعالثانى مطابق «بيست و دوم قوس»، مركب با هزاران صدا و فريادهاى ناهنجار، از ساحل «عشار» با كمال تانى و خرامان