175زود به حرم مشرف شده، قدرى در بازارها و كوچهها گردش كرديم كه ببينيم اهالى «مكه» به مناسبت تجديد سال، اظهار شادمانى و عيش و نوش چنانچه شنيده بوديم مىكنند يا خير؟ چيزى نفهميديم و از بعضى كسبه آشناى مكارى، كنجكاوى و استفسار كردم گفتند: در قديم معمول بوده، لكن شريف سابق غدغن سخت كرد و اين عادت را چون موجب رنجش و تألم رافضىها 1 بود متروك نمود.
پس از مراجعت به «جروه»، خبر رسيد كه امشب مسلماً حركت خواهيم نمود، مقارن ظهر باد گرم سختى آمد و از دو ساعت به غروب، حجاج مشغول باربندى و تهيۀ حركت بودند تا غروب، و پس از اداى فريضه مغرب و عشا، متدرجاً 2 سوار كجاوهها شده و حدود نيم ساعت، سه ربع از شب رفته، تمام قافله به حركت افتاد و تا صبح چندين مرتبه در حال سوارى خوابيده و بيدار شديم.
جده
امروز پنجشنبه دوم محرم مطابق «بيست و پنجم سنبله»، در قهوهخانه پياده شده نماز صبح را خوانديم، مجدداً سوار شده سه ساعت از دسته گذشته رسيديم به «جده» كه آن را «بحره» هم مىگويند و تا «مكه» پنج شش فرسخ 3 بيش مسافت ندارد، و ما در ظرف دوازده ساعت، مسافتمزبوره را طىكردهايم. سابقاًكه شنيدهبوديم، دهپانزدهساعت حاجى سوار شتر است، گمان مىكردم ده پانزده فرسخ طى طريق مىكنند، حال معلوم شد كه مطلب اينطور نيست، و شتر هر دو ساعت يك فرسخ راه