115از طرف دولت به يك نفر هندى موسوم به «شيخ عبدالقادر» مفوض است، مأمورين نظم و امنيت هم تحت فرمان و دستور او هستند، منازل هم براى مسافرين مجانى است.
طرف عصر توسط واگونى كه نزديك مسافرخانه عبور مىكند، رفتيم به تماشاى «باغ وحش» كه خيلى بزرگ است و در ظرف دو سه ساعت به كنار آن نمىتوان رسيد، تمام باغ مشجر به درختهائى است كه در «ايران» هيچ نديدهايم، فقط درخت گل ابريشم را شناختيم.
خيابانها به شكل نيمدايره ممتد است، و در كنار آنها يا قفسهاى آهنى براى حيوانات خاكى و هوائى، و يا درياچههاى مصنوعى براى جانوران آبى ساخته شده است. هزاران قسم حيوانات عجيب و غريب وحشى و اهلى، پرنده و چرنده بحرى و ذوحياتين و غيره، آنجا بود كه فقط اشكال و صور آنها را، در روى صفحات كتب تاريخ طبيعى ديده بوديم، و امروز اعيان خارجى آنها را با چشم مشاهده كرديم.
يك نفر «پيرمرد هندى» در باغ همراه مسافرين و تماشاچيان مىافتاد، و براى تفريح آنها، سازى شبيه به كمانچه مىزد، هركس مىخواست انعامى به او مىداد، اين چند ساعت گردش خوش گذشت.
مجدداً مراجعت به مسافرخانه كرديم، معلوم شد كه هر مسافرى را در اينجا بايد «آبله» بكوبند و إلّابليط كشتى به او داده نمىشود، و براى آبلهكوبى يك نفر «حكيم هندى» از طرف دولت موظف است.
تماشاى شهر كراچى
امروز صبح سهشنبه دهم ذىالقعده مطابق «پنجم اسد»، چند دفعه خواستيم پيش «حكيم هندى» كه در يك اطاق نشسته برويم آبله بكوبيم