83
براى حبيب بن مظاهر رحمه الله
چهره گلگون
آن چهرهى پر ز نور گلگون شده بود
دريا ز غمش دو چشم گردون شده بود
مويى كه سفيد گشت از بهر خدا
در راه حسين سرخ از خون شده بود
در آغوش زخم
بود در صحراى ايثار وبلا
پير جانبازى به دشت كربلا
همّت از آن پير، همّت مىگرفت
مردى از او درس غيرت مىگرفت
ديدۀ هستى نديده تا به حال
پيرمردى اينچنين با شور و حال