183
همرنگ شفق
از داغ غم تو لاله گون بود رخم
همرنگ شفق ز خصم دون بود رخم
چون جسم تو پاره پاره گرديد دلم
چون پيرهن تو غرقه خون بود رخم
ماتم ديده
اين دل كه مراست فوجى از غم ديده
چشمى كه مراست، اشك هر دم ديده
در هيچ كجاى عالم اى انسانها
هرگز نزنند آن كه ماتم ديده