64توبه،واجبالقتل دانست و از بين بردن اين قبور و گنبد و بارگاهها و حتى ويران ساختن مساجدى را كه در كنار آنها ايجاد شده است واجب معرفى نمود.
عقايد وى كه از سوى علما و دانشمندان جهان اسلام بعنوان عقايد انحرافى و مغاير با اعتقادات صحيح اسلامى محكوم شده بود،با مرگش و مرگ شاگردش ابن قيم به بوتۀ فراموشى سپرده شد و نام وى توأم با نفرت و انزجار و افكار او جزء افكار ضد اسلامى و مخالف با اصول مسلم و ثابت،مطرح مىگرديد ولى پس از گذشت شش قرن،عقايد وى مجدداً به وسيلۀ شخصى بنام«محمد بن عبدالوهاب»در«نجد»مطرح شد گرچه او هم مانند خود«ابن تيميه»از سوى علماى اسلام مورد طرد قرار گرفت و در ردّ عقايدش كتابهايى به وسيلۀ علماى اسلامى و حتى كتابى به وسيله برادرش«سليمان بن عبدالوهاب» 1تأليف و منتشر گرديد ولى همسويى او با بعضى از رؤساى قبايل عرب و پشتيبانى بعضى از كشورهاى غربى كه از طرفداران اين فكر بودند،موجب گرديد اين گروه در منطقۀ حجاز به قدرت برسند كه يكى از اقدامات اوليۀ آنان،پس از تسلط، تخريب و انهدام آثار و گنبد و بارگاههايى بود كه در طول قرنها به وسيلۀ مسلمانان به وجود آمده بود؛آثارى كه در مكه و مدينه به شخص رسول خدا صلى الله عليه و آله و خاندان گراميش متعلق بود،گنبد و بارگاههايى كه در بقيع و معلّى و در شهر طائف از آن فرزندان و عشيره و اقوام و صحابه و ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله بود همه و همه با خاك يكسان گرديد،به طورى كه اگر وحشت و ترس از قيام مسلمانان سراسر جهان نبود،گنبد و بارگاه و قبر مطهّر حضرت رسول صلى الله عليه و آله نيز از اين جسارت مستثنى نمىشد.بهر حال اگر سنگ قبرى كه به وسيلۀ رسول خدا صلى الله عليه و آله بر قبر عثمان بن مظعون نصب شده بود براى مروان بن حكم قابل تحمل نبود و بر قبر عثمان بن عفان منتقل نمود.وجود آثار و ضريح قبور فرزندان و اقوام رسول خدا صلى الله عليه و آله براى اين پيروان خط مروان،آنچنان سخت و غير قابل تحمل بود كه نه