359است،مطرح نموده است و از جدال شرّ بازداشته و به خير كه انجام وظايف و مسؤوليتها و اقامۀ شعائر در رأس آن قرار دارد،ترغيب و تشويق نموده است.
مُفاد اين مقابله آن است كه حجگزار بايد به جاى كار قبيح و شرّ،كار پسنديده و خير را انتخاب كند.اكنون بايد ديد فرياد كشيدن براى برائت از كفار و طلبيدن مرگ مستكبران و دعوت به اتحاد و استقلال،از كارهاى قبيح و شر است،كه جدال ممنوع باشد يا مصداق قسمتاخير آيه،كه عمل پسنديده و خير است؟ همچنانكه جدالى كه تبيين حق و هدايت افراد گمراه و دفاع از شريعت را نتيجه مىدهد،نمىتواند مصداق كار قبيح و شرّ باشد.
4-مُفاد ...وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلّٰهِ... آن است كهحج و عمره بايد براى خدا باشد و هيچگونه شائبه و وابستگى به غير خدا در آن وجود نداشته باشد.اتمام در حج همان معناى اتمام در آيۀ: وَ إِذِ ابْتَلىٰ إِبْرٰاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمٰاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ 1و همچنين اتمام در آيۀ:
...أَتِمُّوا الصِّيٰامَ إِلَى اللَّيْلِ... 2
و نيز مفاد آيۀ اَلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي. 3است.اتمام در كليۀ اين موارد به معناى انجام عمل بطور كامل و تامّ است بطورى كه هيچ جزء و شرط و لوازم آن فروگذار نگردد.
نهى از جدال در حج،مىتواند براى تكميل و اتمام حج باشد،آنگونه كه در روايت معاوية بن عمار گذشت.و جدالى ممنوع است كه به جزئى يا شرطى يا يكى از ابعاد حج خدشه وارد آورد.آيا برائت از مشركين و نفرين بر دشمنان متجاوز و دعوت به وحدت و نفى سلطۀ اجانب،به حج لطمه وارد مىآورد يا دقيقاً محتواى آن را تحقّق مىبخشد؛ يعنى اتمام و اكمال مىنمايد؟!
5-در دنبالۀ آيۀ،امر به تزوّد شده و تأكيد بر آن كه بهترين زادها و توشهها همان تقوا است و مفهومش اين است كه حج بهترين زادِ راه است و حج تزوّد و تجهيزى است براى آخرت و زندگى دنيايى.جدال،از آن جهت ممنوع است كه فاسد كنندۀ تقوا و آمادگى