223هر دور از طواف تكرار شد،تا نوبت به طواف سوم رسيد،آنجا بود كه ديگر پيامبر از طواف باز ايستاد و رو به آنها كرده،فرمود:
«أَتَسْمَعُونَ يٰا قُرَيْشُ،اَمٰا وَالّذي نَفْسِي بِيَدِهِ لَقَدْ جِئْتُكُمْ بِالذَّبْحِ».
«آيا گوش فرا مىدهيد اى قريش؟!،قسم به آن كسى كه جانم در دست اوست،هلاكت شما به دست من واقع خواهد شد!»
وقتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله اين گفته را مىفرمود،تمام صداها در سينهها حبس شده بود.هيچ كس نتوانست پاسخى بگويد،بلكه به عكس،آن كسى كه بدترين كلمات را در تحريك قريش عليه پيامبر زده بود،خود در مقام عذرخواهى برآمد. 1
ج-طرح ترور پيامبر صلى الله عليه و آله پس از جنگ بدر
واقدى مىنويسد:پس از جنگ بدر و هلاكت اشراف قريش،«عمير بن وهب بن عمير»به مسجد الحرام آمد و در كنار«صفوان بن اميه»در حجر اسماعيل نشست.عمير كسى است كه پيش از هجرت در مكه،به آزار پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و مسلمانان مشغول بود و در جنگ بدر فرزندش«وهب بن عمير»به اسارت (مسلمانان) درآمد،اشراف قريش قضاياى جنگ بدر را با يكديگر مطرح كردند.
صفوان گفت:ديگر زندگى پس از كشتههاى ما لطفى ندارد.
عمير گفت:راست گفتى! اگر من قرض و ترس از آيندۀ اهل و عيال خود نداشتم، محمد را مىكشتم!،چون من فرزندى اسير دارم،لذا بهانهاى براى رفتن به مدينه مىتوانم داشته باشم.
صفوان گفت:من قرض تو را پرداخت مىكنم و همانگونه كه متكفل ادارۀ زندگانى خانوادهام هستم عهدهدار ادارۀ اهل و عيال تو نيز خواهم بود.
عمير گفت:حال كه چنين است اين ماجرا را با كسى در ميان نگذار.(كه اين راز تا انجام مراد،پوشيده بماند).